مشتن
(مُ یا مِ تَ) (مص م.)
۱- مالیدن (اعم از آن که دست در چیزی بماند یا چیزی را به چیزی دیگر بمالند).
۲- سرشتن، خمیر کردن.
(مُ یا مِ تَ) (مص م.)
۱- مالیدن (اعم از آن که دست در چیزی بماند یا چیزی را به چیزی دیگر بمالند).
۲- سرشتن، خمیر کردن.
(مُ تِ) (اِ.)
۱- ابزاری فلزی که در مشت جا میشود و در صحافی و کفش دوزی برای کوبیدن مقوا و چرم از آن استفاده میکنند.
۲- دسته هرچیزی مانند کارد و خنجر.
(مُ) استوانهای چوبی یا غیره که داخل آن مجوف است و سیگار را در دهانه گشاد آن نصب کنند و دهانه کوچک رامیان لبها گذارند و سیگار را دود کنند.