مشتی

(مَ) (ص. اِ.) (عا.)
۱- مشهدی، لقب کسی که به زیارت مشهد رفته.
۲- لوطی، جوانمرد.

    مشتی

    (مَ یا مُ) (اِ.) نوعی پارچه حریر و لطیف و نازک.

      مشجب

      (مِ جَ) [ ع. ] (اِ.) دار، چوب که بر آن جامه اندازند.

        مشخ

        (مَ) [ ازع. ] (مص م.) (عا.) مشق، اعم از چیز نوشتن بسیار، کارهای دیگر.

          مشدد

          (مُ شَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.)
          ۱- سخت و محکم شده.
          ۲- حرفی که دارای تشدید باشد.

            مشرب

            (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- آبشخور.
            ۲- روش، مسلک. ج. مشارب.

              پیمایش به بالا