مصاع

(مَ صَّ) [ ع. ] (ص.) مرد سخت شمشیر زننده.

    مصاعب

    (مَ عِ) [ ع. ] (اِ.)جِ مصعب ؛ دشواری‌ها و سختی‌ها.

      مصاف

      (مَ فّ) [ ع. ] (اِ.)جای صف بستن ؛ میدان جنگ.

        مصالح

        (مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مصلحت ؛ آن چه مایه سود و صلاح است. ؛ ~ ساختمانی آن چه شایسته و سزاوار است که در ساختمان به کار رود.

          مصانع

          (مَ نِ) [ ع. ] (اِ.) جَ مصنع و مصنعه.
          ۱- جاهایی که باران در آن جمع شود، آبگیرها.
          ۲- دیه‌ها.
          ۳- قلعه‌ها، قصرها.

            پیمایش به بالا