مطبق

(مَ طَ بِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- کسی که امور را با رأی صایب خود حل و فصل کند.
۲- شامل شونده.
۳- پوشنده فضا (ابر).
۴- فرو گیرنده زمین (آب).

    مطبوخ

    (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- جوشانیده شده، پخته شده.
    ۲- داروی جوشانده.

      مطبوع

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- خوش آیند، دلپذیر، مطلوب طبع.
      ۲- طبع شده، چاپ شده.

        مطبوعات

        (مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مطبوعه ؛ چاپ شده‌ها، اصطلاحاً به روزنامه‌ها و مجلاّت گفته می‌شود.

          مطحنه

          (مِ حَ نَ یا نِ) [ ع. مطحنه ] (اِ.) آسیا. ج. مطاحن.

            مطر

            (مَ طَ) [ ع. ] (اِ.) باران، ج. امطار.

              مطرا

              (مُ طَ رّ) [ ع. ] (اِمف.)
              ۱- تازه کرده شده.
              ۲- نم دار، آب دار.

                مطران

                (مَ) [ ع. ] (اِ.) پیشوای روحانی ترسایان. ج. مطاربه.

                  مطرب

                  (مُ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
                  ۱- آوازخوان، نوازنده.
                  ۲- رقاص.
                  ۳- کسی که در کار طرب باشد.

                    مطرح

                    (مَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
                    ۱- جای طرح کردن، جای افکندن. ج. مطارح.
                    ۲- مورد بحث.

                      پیمایش به بالا