مطهرات

(~.) [ ع. ] (اِفا.) جِ مطهره ؛ چیزهایی که نجاسات راپاک کنند مانند: آب، آتش، خاک.

    مطهره

    (مُ طَ هَّ رَ یا رِ) [ ع. مطهره ] (اِ.) ابریق، آفتابه.

      مطوعه

      (مُ طَ وَّ عَ) [ ع. مطوعه ] (اِ.) یا «غازیان» مردمی بودند که در شهرها داوطلبانه برای جهاد با کفار جمع می‌شدند و لشکری تشکیل می‌دادند که سالاری مخصوص داشت. این سالار را سالار غازیان یا سالار غازی می‌نامیدند. این کار مخصوصاً در زمان غزنویان به واسطه لشکرکشی‌های هندوستان عنوان داشت.

        مطوق

        (مَ طَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) طوق دار، با گردن بند آراسته شده.

          مطوقه

          (مُ طَ وَّ قَ یا قِ) [ ع. مطوقه ] (اِ.) کبوتری که در گردن او طوق باشد.

            مطول

            (مُ طَ وَّ) [ ع. ]
            ۱- (اِمف.) طول داده شده.
            ۲- (ص.) دراز، طولانی.

              مطوی

              (مَ یّ) [ ع. ]
              ۱- (اِمف.) در هم پیچیده، درنوردیده.
              ۲- پوشیده.
              ۳- (اِ.) پیچیدگی، حلقه.

                پیمایش به بالا