معرف

(مُ عَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.)۱ – شناساننده، تعریف کننده.
۲- مجموعه‌ای از تصورات معلوم که موجب شناسایی یک مجهول می‌گردد.

    معرفه

    (مَ رَ فِ) [ ع. معرفه ] (اِ.) اسمی است که نزد شنونده معلوم و آشکار باشد.

      معرفی

      (مُ عَ رِّ) [ ع – فا. ] (حامص.) شناساندن شخصی به شخص دیگر به وسیله ذکر نام و شغل او.

        معرق

        (مُ عَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- مرد لاغر.
        ۲- شرابی که با اندکی آب آمیخته شده باشد.
        ۳- در فارسی، نوعی کاشی که از قطعات ریز به اشکال مختلف ساخته شده باشد.

          معرق کاری

          (~.) [ ع – فا. ] (حامص.)
          ۱- ساختن کاشی‌های معرق.
          ۲- نوعی کار با چوب از صنایع دستی که در آن یک طرح یا نقش را با کنار هم چسباندن قطعات بریده شده چوب پیاده می‌کنند.

            معرکه

            (مَ رَ کِ یا کَ) [ ع. معرکه ] (اِ.)
            ۱- میدان جنگ و رزمگاه. ج. معارک.
            ۲- (عا.) کار پُر – اهمیت، هنگامه، غوغا.
            ۳- کسی که کار مهم انجام دهد.

              پیمایش به بالا