مغتذی

(مُ تَ ذا) [ ع. ]
۱- (اِمف.) خورده شده.
۲- (اِ.) در فارسی: غذا، خوراک.

    مغتسل

    (مُ تَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- جایی که در آن غسل کنند.
    ۲- آبی که با آن غسل کنند.

      مغتسل

      (مُ تَ س) [ ع. ] (اِفا.) آن که می‌شوید.
      ۲- آن که خوشبوی به می‌مالد.

        مغتنم

        (مُ تَ نَ) [ ع. ] (اِمف.)
        ۱- غنیمت شمرده شده.
        ۲- غنیمت گرفته شده.

          مغذی

          (مُ غَ ذّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- چیزی که دارای مواد غذایی باشد.
          ۲- غذا دهنده.
          ۳- دارای ارزش غذایی.

            مغرب

            (مَ رِ) [ ع. ] (اِ.) باختر، جای فرو شدن آفتاب، غرب. ج. مغارب.

              پیمایش به بالا