مغرور
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گول خورده، فریفته – شده.
(مَ) [ په. ] (اِ.)
۱- ماده نرم و خاکستری رنگی که در کاسه سر یا میان استخوان است.
۲- عقل، فکر.
۳- شخص دانا و آگاه و نخبه.
۴- بخش درونی هر چیزی.
۵- وسط، میان.
۶- درون میوههایی مانند: گردو، پسته، بادام.
(~.) (ص نسب.)
۱- منسوب به مغز.
۲- پارچهای که از زیر دور یقه و سردست و سر آستین از رنگ دیگر دهند.
۳- چرمی که در میان لبه دو پاره چرم گذاشته و بدوزند.
۴- نوعی حلوا که در آن اقسام مغز خوراکی مانند بادام و پسته گذارند.