مغناطیس

(مِ) [ یو. ] (اِ.)
۱- آهن ربا، نوعی سنگ که آهن را به خود جذب می‌کند.
۲- هر چیز جذب کننده، جاذبه.

    مغنی

    (مُ غَ نّ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- آوازه خوان، سرودگوی.
    ۲- مطرب.

      مغی

      (مَ)
      ۱- (حامص.) گودی، عمق.
      ۲- (اِ.)گودال.

        مغیب

        (مَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پنهان شدن، مخفی گشتن.
        ۲- دور شدن.
        ۳- (اِمص.) اختفاء.
        ۴- دوری، غیبت.

          مغیر

          (مُ غَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) تغییر داده شده، دیگرگون گشته، از حالی به حالی شده.

            مغیر

            (مُ غَ یِّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- تغییر دهنده، دیگرگون شونده، قابل تغییر.
            ۲- بی ثبات، بی دوام.

              پیمایش به بالا