مفتح

(مُ فَ تَّ) [ ع. ]
۱- (اِمف.) گشوده شده، باز شده.
۲- (اِ.) قلمی (شعبه‌ای از خط عربی که از قلم ثقیل نصف ممسک استخراج شده و در نوشتن امور مربوط به دادخواهی به کار می‌رفته).

    مفتح

    (مِ تَ) [ ع. ] (اِ.) کلید. ج. مفاتیح.

      مفترس

      (مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- درنده.
      ۲- جانوری که شکار خود را بدرد.

        مفترض

        (مُ تَ رَ) [ ع. ]
        ۱- (اِمف.) فرض کرده شده، واجب گردیده، فریضه کرده شده.
        ۲- (ص.) واجب، لازم.

          پیمایش به بالا