اسم مفتح (مُ فَ تَّ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) گشوده شده، باز شده. ۲- (اِ.) قلمی (شعبهای از خط عربی که از قلم ثقیل نصف ممسک استخراج شده و در نوشتن امور مربوط به دادخواهی به کار میرفته).
صفت مفترض (مُ تَ رَ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) فرض کرده شده، واجب گردیده، فریضه کرده شده. ۲- (ص.) واجب، لازم.