مقبول
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) قبول شده، پذیرفته – شده.
(مُ تَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آن که بدون لیاقت و لزوم و به ابرام پرسش کند.
۲- آن که بی اندیشه شعر گوید و خواند.
۳- آن که از خود چیزی نو آورد.
۴- آن که مطلبی را پیشنهاد کند تا مورد بحث دانشمندان قرار گیرد.
(مُ تَ رِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.)یار شونده، قرین – شونده.
۲- (ص.) دوست، رفیق.
۳- نزدیک.
۴- در نجوم ستارهای که به ستاره دیگر نزدیک شود.