مقسم

(مَ س) [ ع. ] (اِ.) قسمت، جای قسمت. ج. مقاسم.

    مقسم

    (مُ سَ) [ ع. ]
    ۱- (اِمف.) سوگند خورده،
    ۲- (اِ.) جای سوگند.
    ۳- سوگند، قسم.

      مقسوم

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.)
      ۱- قسمت شده، بخش بخش شده.
      ۲- عددی که بر عدد دیگر تقسیم شده. ؛ ~علیه عددی که عدد دیگر بر آن تقسیم شده، بخشیاب.

        مقص

        (مِ قَ صّ) [ ع. ] (اِ.) آلت بریدن، مقراض. ج. مقاص.

          مقصد

          (مَ صَ) [ ع. ] (اِ.) محلی که آهنگ آن کرده‌اند، قصد، نیت. ج. مقاصد.

            مقصر

            (مُ قَ صِّ) [ ع. ] (اِفا.) کسی که در انجام کاری کوتاهی کند.

              پیمایش به بالا