منات

(~.) [ روس. ] (اِ.) پول رایج روسیه.

    مناجی

    (مُ) [ ع. ] (اِ فا.) مناجات کننده، راز و نیاز کننده.

      مناحبت

      (مُ حِ بَ) [ ع. مناحبه ] (مص ل.)
      ۱- با هم نزد حاکم رفتن.
      ۲- بر یکدیگر بالیدن.
      ۳- گرو بستن.

        مناخ

        (مُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- محل اقامت.
        ۲- محل زانو زدن شتر.

          منادی

          (مُ دا) [ ع. ]
          ۱- (اِمف.) ندا داده شده، خوانده شده.
          ۲- (اِ.) خبری که با جار زدن اعلام می‌کنند.
          ۳- اسمی که پس از حرف ندا بیاید.

            پیمایش به بالا