مصدر لازم مناحبت (مُ حِ بَ) [ ع. مناحبه ] (مص ل.) ۱- با هم نزد حاکم رفتن. ۲- بر یکدیگر بالیدن. ۳- گرو بستن.
اسم منادی (مُ دا) [ ع. ] ۱- (اِمف.) ندا داده شده، خوانده شده. ۲- (اِ.) خبری که با جار زدن اعلام میکنند. ۳- اسمی که پس از حرف ندا بیاید.