(مِ بَ) [ ع. ] (ق.) پس از این، از این به بعد.
(مَ تَ) (اِ.) چوب ستبر و گره دار که قلندران به دست میگرفتند.
(مِ. حِ ثُ یا ثِ لْ مَ) [ ع. ] (ق مر.) ر وی هم رفته، جمعاً، مجموعاً.
(مَ. دَ. وَ) (ص نسب.) (عا.) چیزی که جعلی است و پایه و اساس ندارد.
(مِ مِ) (اِمر.) (عا.) سخن جویده جویده، تأنی و درنگ بسیار در سخن گفتن، تَمجْمُج.
(مَ) [ ع. ] (مص ل.) نیابت کردن، جانشین کسی شدن.
(مَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ منبت.
(مَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ منبر.
(مَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ منبع.
(مَ) [ ع. ] (اِ.) نام بتی از بتهای مورد پرستش بعضی از طوایف عرب پیش از اسلام.