مندرج
(مُ دَ رِ) [ ع. ] (اِفا.)درج شده، گنجیده – شده.
(مُ دَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- برابر و هموار گردیده (مکان)، ویران شده، منهدم گشته.
۲- در فارسی: نابود.
۳- مجاب، مغلوب. ؛خسته و ~: (عا.) خسته و کوفته.
(مَ دَ) (اِ.) مندله، دایرهای که جادوگران و دعاخوانان به دور خود میکشند و در میان آن نشسته دعا یا افسون میخوانند.