منعقد

(مُ عَ قِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) بسته شده، برقرار شده.
۲- (ص.) سفت شده، بسته شده.

    منعم

    (مُ عَ) [ ع. ] (اِمف.) انعام داده، احسان کرده شده ؛ ج. منعمین.

      منغر

      (مَ غُ) (اِ.) نوعی پول ریزه کوچک.

        منغص

        (مُ نَ غِّ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- تیره گرداننده.
        ۲- ناخوش کننده.

          منفاق

          (مِ) [ ع. ] (ص.) مرد پر هزینه، مردی که نفقه خوار زیاد دارد.

            پیمایش به بالا