منقار

(مِ) [ ع. ] (اِ.) نوک، نوک پرندگان. ج. مناقیر.

    منقاش

    (مِ) [ ع. ] (اِ.) موچینه، مقاش، ابزاری که با آن مو را از بدن می‌کنند.

      منقبت

      (مَ قَ بَ) [ ع. منقبه ] (اِ.) هنر و کار نیکو که موجب ستایش شود. ج. مناقب.

        منقش

        (مُ نَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقش و نگار داده شده، رنگ آمیزی شده.

          منقش

          (مُ نَ قِّ) [ ع. ] (اِفا.)
          ۱- نقش کننده.
          ۲- کنده کاری کننده (بر نگین و جز آن).

            پیمایش به بالا