(هِ) [ ع. ] (اِفا.) به وهم افکننده، به شک اندازنده.
(مُ هِ) [ ع. ] (اِفا.) خوارکننده، ضعیف کننده.
(مَ یا مُ) [ ع. ] (اِمف.) (چیز) بخشیده شده، هبه شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) گمان شده، وهم شده.
(اِ.) مو.
(رَ) (اِمر.) رگ بسیار باریک.
(دِ) (ص مر.) آشفته موی، کسی که مویش آشفته و نامرتب باشند.
(ص فا.) گریه کنان، نوحه کنان.
(مَ) (اِ.) انگور خشک شده.
(یِ) (اِمص.) گریه، نوحه.