مومیایی

(ص نسب.) جسدی که برای سالم ماندن آن ر ا بوسیله مواد نگهدارنده مانند موم و مومیا پوشانده‌اند.

    مونتاژ

    (مُ) [ فر. ] (اِ.)
    ۱- در کنار هم گذاشتن و به هم چسباندن فیلم‌ها یا عکس‌ها و… برای بوجود آوردن یک مجموعه.
    ۲- سوار کردن و به هم بستن قطعات یک دستگاه یا ماشین.

      موند

      (مُ) [ فر. ] (اِ.) وضع، حال، موقعیت.

        مونه

        (نِ) (اِ.) خاصیت، خاصیت طبیعی چیزی.

          مونوپل

          (مُ نُ پُ) [ فر. ] (اِ.) = منوپل: انحصار، امتیاز عرضه کالا یا خدمتی در اختیار یا انحصار یک شرکت یا گروه خاصی بودن.

            مونولگ

            (مُ نُ لُ) [ فر. ] (اِ.) بخشی از نمایش که هنرپیشه به تنهایی در صحنه ظاهر می‌شود و با خود حرف می‌زند. تک گویی.

              مونیتور

              (مُ تُ) [ انگ. ] (اِ.)
              ۱- دستگاهی در رایانه (کامپیوتر) برای پاییدن و مشاهده فعالیت‌ها در سیستم پردازشی به منظور تحلیل‌های بعدی، صفحه نمایش رایانه، نمایش گر.
              ۲- (در مخابرات) شخص یا سیستم ناظر بر محیط یا صحنه یا دستگاه، پایش گر. (فره).

                موهبت

                (مَ هِ بَ) [ ع. موهبه ] (اِ.) بخشش، دهش.

                  موهبت

                  (مَ یا مُ هَ بَ) [ ع. موهبه ] (اِ.)
                  ۱- عطیه.
                  ۲- چیزی که بخشیده شود، آنچه که به کسی بخشند. ج. مواهب.

                    پیمایش به بالا