افضل
(اَ ضَ) [ ع. ] (ص تف.)
۱- برتر، فزون تر.
۲- فاضل تر.
۳- با فضلیت تر. ج. افاضل.
( اَ ) (اِ.) نوعی مار سمی خطرناک که در دهانش علاوه بر دندانهای کوچک تغذیهای دو دندان قلاب مانند در آرواره بالا وجود دارد که به طرف عقب دهان خمیدهاست. درون این قلاب مجرایی است که به غده زهر کشنده راه دارد.
(اُ فُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کرانه، ناحیه.
۲- نیم دایرهای که در امتداد آن، چشم کره زمین را میبیند. ج. آفاق.