افضل

(اَ ضَ) [ ع. ] (ص تف.)
۱- برتر، فزون تر.
۲- فاضل تر.
۳- با فضلیت تر. ج. افاضل.

    افعال

    ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ فعل ؛ کارها، کنش‌ها، کردارها.

      افعال

      ( اِ ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- انجام دادن.
      ۲- یکی از باب‌های ثلاثی مزید فیه در زبان عربی.

        افعی

        ( اَ ) (اِ.) نوعی مار سمی خطرناک که در دهانش علاوه بر دندان‌های کوچک تغذیه‌ای دو دندان قلاب مانند در آرواره بالا وجود دارد که به طرف عقب دهان خمیده‌است. درون این قلاب مجرایی است که به غده زهر کشنده راه دارد.

          افغان

          ( اَ ) (اِ.) = فغان: فریاد، زاری، ناله.

            افق

            (اُ فُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- کرانه، ناحیه.
            ۲- نیم دایره‌ای که در امتداد آن، چشم کره زمین را می‌بیند. ج. آفاق.

              افقی

              (اُ فُ) (ص نسب.) موازی، منسوب به افق. خط راست موازی سطح زمین.

                Scroll to Top