ناز کردن

(کَ دَ)
۱- (مص ل.) از روی عشوه و ناز خودداری کردن.
۲- کرشمه آمدن.
۳- به خود بالیدن و فخر کردن.

    نازا

    (ص فا.) سترون، عقیم، ماده هر حیوانی که آبستن نشود.

      نازان

      ۱ – (ص فا.) ناز کننده.
      ۲- (ق.) نازکنان، در حال ناز کردن.

        نازخاتون

        (اِ.) نوعی چاشنی ایرانی که از بادمجان کباب شده ساطوری، سیر و ریحان خرد شده و آب غوره درست می‌شود.

          نازش

          (زِ) (اِمص.)
          ۱- استغنای معشوق.
          ۲- کرشمه کردن، عشوه گری.
          ۳- فخر، تفاخر.
          ۴- موجب فخر، مفخر.
          ۵- تکبر، بزرگ منشی.
          ۶- نعمت، رفاه.
          ۷- نوازش، ملاطفت، تسلی.

            پیمایش به بالا