(پُ تَ) (مص م.) ۱- نان ساختن. ۲- توطئه کردن.
(خاه) (اِ.) تخمی خوش بوی و زردرنگ که گاهی روی خمیر نان پاشند.
(خُ) (اِفا.) زن و فرزند، کسی که تحت سرپرستی میباشد.
(خُ رِ) (اِمر.) هر چیزی که به عنوان خورش با نان خورده شود.
(اِمر.) ۱- (عا.) محلِ درآمد و کسب و کار. ۲- مجازاً: شکم، معده.
(ص مر.) حق نشناس.
(نُ) (ص فا.) (عا.) پرمنفعت، پردرآمد.
(نَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) ۱- بدگوهر، بدنژاد. ۲- رذل، فرومایه. ۳- بی عفت، ناپاک.
(اِ.) ۱- نوعی گاهواره. ۲- لالایی، سرود خواب.
(ص. اِ.) نان پز.