نامیه

(یِ) [ ع. نامیه ] (اِفا.)مؤنث نامی، قوه‌ای که موجب رشد و نمو می‌شود. ج. نوامی.

    نان

    (اِ.)
    ۱- قطعه‌ای از آرد خمیر کرده و بر آتش پخته که آن را می‌خورند.
    ۲- غذا.
    ۳- روزی، رزق. ؛~ فانتزی هر یک از ناهای غیرسنتی. ؛~ باگت نان باریک و استوانه‌ای از آرد سفید که غیرسنتی است. ؛ ~ به نرخ روز خوردن (کن.) فرصت طلب و بی مسلک بودن. ؛~ کسی تو روغن بودن (کن.) موفق بودن، وضع مالی خوب داشتن. ؛ ~ کسی را آجر کردن (کن.) درآمد و گذران زندگی کسی را از بین بردن. ؛ ~ ِ کسی پخته شدن (کن.) مکر و حیله آن کس به نتیجه رسیدن.

      نان بر

      (بُ) (ص فا.) (عا.) کسی که باعث قطع شدن درآمد دیگران می‌شود.

        نان پاره

        (رِ) (اِمر.)
        ۱- تکه‌ای نان.
        ۲- قطعه زمینی که پادشاه به چاکر خود برای گذران معیشت می‌داد.

          پیمایش به بالا