نچ

(نُ) (اِصت.) (عا.)
۱- آوایی که به علامت عدم قبول یا تأسف از کاری از دهان برآورند.
۲- نه، خیر.

    نچسب

    (نَ چَ) (ص فا.) (عا.) آن که شخص از معاشرت با او احساس ملال کند، نادلپسند..

      نحام

      (نُ) [ ع. ] (اِ.) نوعی مرغابی سرخ، نوعی از طیور آبی است و به فارسی و به ترکی (انقود) نامند. از غاز کوچکتر و از اردک بزرگتر و ابلق از سفیدی و سیاهی و سرخ مایل به زردی است. بسیار فربه باشد، سرخاب.

        نحب

        (نَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) نذر کردن.
        ۲- صدا را به گریه بلند کردن.

          نحر

          (نَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) گلو بریدن، شتر قربانی کردن.
          ۲- قسمت بالای سینه، جای گردن بند.

            نحس

            (نَ) [ ع. ] (ص.) شوم، نامبارک. ج. نحوس.

              پیمایش به بالا