نشا

(نَ) [ ع. نشاء ] (اِ.)
۱- روییدن، نمو کردن.
۲- در فارسی بوته یا قلمه را در جایی کاشتن تا بعد آن را به جای دیگر انتقال دهند.

    نشاب

    (نُ شّ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- تیرها.
    ۲- واحد آن نشابه. ج. نشاشیب.

      نشاب

      (نَ شّ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- تیرساز، تیرگر.
      ۲- گیرنده و پرتاب کننده تیر.

        نشادر

        (نِ یا نُ دُ) (اِ.) ترکیبی از جوهرنمک و آمونیاک، جامد و بلوری که از آن در صنعت برای سفیدکاری، لحیم کاری و… استفاده می‌شود.

          نشاسته

          (نِ تِ) (اِ.) ماده‌ای است سفید و بی بو و بی مزه تهیه شده از گندم یا سیب زمینی که هم استفاده خوراکی دارد و هم برای آهار دادن پارچه و ساختن چسب و… به کارمی رود.

            پیمایش به بالا