نشپیل
(نَ یا نِ) (اِ.)
۱- دام.
۲- چنگک، قلاب، قلاب ماهی گیری.
(نُ خا) (اِ.) حالتی است در حیوانات نشخوارکننده که غذای نیم جویده را از راه مری به دهان برمی گردانند و دوباره میجوند.
(نَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) پراکندگی، انتشار.
۲- (مص م.) پخش کردن کتاب و مانند آن.
۳- زنده کردن مردگان در روز قیامت.
۴- وزیدن، وزش.
۵- مؤسسه انتشاراتی، انتشارات: نشر معین، نشر قطره.
(نُ رَ یا رِ) [ ع. نشره ] (اِ.)
۱- افسونی که به وسیله آن دیوانه و بیمار را علاج کنند.
۲- دعایی که با آب زعفران نویسند تا دفع چشم زخم کند.
(~. کَ دَ) (مص ل.)
۱- بر تخت نشستن، جلوس کردن.
۲- اقامت کردن.
۳- فرو نشستن دیوار و مانند آن.