اقلیت

(اَ قَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)
۱- کم بودن.
۲- قسمت کمتر، بخش کمتر.
۳- گروهی از افراد یک کشور یا یک شهر که دین یا نژادشان با اکثریت مردم آن جا فرق داشته باشد.

    اقلیم

    ( اِ ) [ معر – یو. ] (اِ.)
    ۱- کشور، مملکت.
    ۲- ولایت. ج. اقالیم.

      اقلیمیا

      (اِ) [ معر. ] (اِ.) = قلیمیا: خلطی که پس از گداختن طلا و نقره و دیگر فلزات در خلاص ماند و آن شامل انواع است: فضی (نقره‌ای)، ذهبی (طلایی)، نحاسی (مسی)، معدنی (کانی).

        اقمار

        ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ قَمَر.
        ۱- ماه‌ها، سیارات کوچکی که به دور یکی از سیارات می‌گردند.
        ۲- در فارسی، کشورهای ضعیفی که از نظر سیاسی پیرو کشورهای قوی تر می‌باشند.

          اقماع

          (اِ) [ ع. ] (مص م.)
          ۱- خوار کردن، حقیر گردانیدن.
          ۲- شکستن، مغلوب کردن.
          ۳- راندن، دفع کردن.

            Scroll to Top