نمش
(نَ مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- گاو نر چپار، گاو کوهی.
۲- شتری که در سپل آن نشانه ایی باشد سوای «اثره» که بر روی زمین ظاهر گردد.
(نَ مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- گاو نر چپار، گاو کوهی.
۲- شتری که در سپل آن نشانه ایی باشد سوای «اثره» که بر روی زمین ظاهر گردد.
(نَ مَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) خالهای سفید و سیاه یا نقطههای پوست گاو و جز آن، مخالف رنگ آن.
۲- (مص ل.) ابلق شدن، چپار شدن.
(نَ مَ) (اِ.) ماده سپیدی است که به آسانی سوده میگردد و در آب حل میشود و آن را از آب دریا و معدن به دست میآورند. ؛ ~ به حرام (عا.) ناسپاس، حق ناشناس. ؛ ~ را خوردن و نمکدان را شکستن کنایه از: به ولی نعمت خود خیانت کردن.