نمود

(نُ) (اِ.)
۱- نشان، علامت.
۲- جلوه، جلال، رونق.

    نمودار

    (نُ یا نَ) [ په. ]
    ۱- (ص فا.) پدیدار، هویدا.
    ۲- (اِ.) جدولی که مقدار صعود و نزول چیزی را نشان دهد.

      نمودن

      (نُ یا نَ دَ) [ په. ]
      ۱- (مص ل.) هویدا شدن، آشکار شدن.
      ۲- (مص م.) آشکار کردن، ظاهر کردن.
      ۳- (عا.) خسته کردن، کلافه کردن.

        نموده

        (نُ دِ) (ص مف.)
        ۱- نشان داده.
        ۲- آشکار کرده، فاش شده.

          نمون

          (نُ)
          ۱- (اِ.) مَثَل، مانند.
          ۲- اشاره، رمز.
          ۳- (ص فا.) نماینده، رهنمون.

            نمونش

            (نُ نِ)
            ۱- (اِمص.) راهنمایی.
            ۲- (اِ.) نمودار.

              نمونه

              (نَ یا نُ نِ) (اِ.)
              ۱- مثل، مانند.
              ۲- مقدار کمی از چیزی که به کسی نشان دهند.
              ۳- سرمشق، الگو.

                نمیدن

                (نَ دَ) (مص ل.)۱ – نم کشیدن.
                ۲- توجه کردن و میل نمودن به سوی کسی یا چیزی.

                  پیمایش به بالا