نو

(ص.) [ په. ] (ص.) تازه، جدید.

    نو

    (نَ یا نُ) (اِمص.)
    ۱- ناله.
    ۲- جنبش، حرکت.
    ۳- لرزه، لرزش.

      نوآموز

      (نُ)(ص فا.)
      ۱- کودک تازه به دبستان رفته.
      ۲- کسی که تازه به یاد گرفتن کار یا هنری مشغول شده.

        نوئل

        (ئِ) [ فر. ] (اِ.) بیست و پنجم دسامبر عید میلاد مسیح.

          نوا

          (نَ) [ په. ] (اِ.)
          ۱- نغمه، سرود.
          ۲- مال، دارایی.
          ۳- نام مقامی از دوازده مقام موسیقی.
          ۴- گرو، گروگان.
          ۵- رونق.

            نواب

            (نَ وّ) [ ع. ]
            ۱- (ص.) بسیار نیابت کننده.
            ۲- (اِ.) عنوانی که در زمان صفویه و قاجار به شاهزادگان اطلاق می‌شد.

              نواب

              (نُ وّ) [ ع. ] (اِ.) ج. نائب ؛ وکیل‌ها، گماشتگان.

                نواجد

                (نَ جِ) [ ع. ] (اِ.) دندان‌های پس از دندان نیش.

                  پیمایش به بالا