نور

[ ع. ] (اِ.)
۱- روشنایی، فروغ. مق تاریکی، ظلمت.
۲- شعاع.
۳- قدرت دید، سو.
۴- سوره بیست و چهارم از قرآن کریم.
۵- رونق، جلوه.

    نور

    (نَ یا نُ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- شکوفه سپید.
    ۲- شکوفه.
    ۳- غنچه. ج. انوار.

      نورافکن

      (اَ کَ) (اِ.) چراغ‌های برق پرنور که برای روشن ساختن محوطه‌های وسیع به کار برده می‌شود، پروژکتور.

        نورد

        (نَ وَ) (اِ.)
        ۱- میل یا چوب استوانه‌ای شکل که در ماشین چاپ به کار رود و مرکب را روی صفحه می‌کشد.
        ۲- پیچ و تاب، چین و شکن.
        ۳- چوبی استوانه‌ای که به وسیله آن خمیر را پهن می‌کنند.

          نورد

          (~.) (ص فا.) در ترکیب با بعضی واژه‌ها، معنای «طی کننده» می‌دهد، مانند: کوه نورد، صحرانورد.

            نورده

            (نَ وَ دِ)
            ۱- (ص مف.) قباله، طومار پیچیده شده.
            ۲- (اِ.) پیراهن.

              پیمایش به بالا