(بِ) (اِمر.) ۱- آب حیات. ۲- مشروب الکلی. ۳- آب گوارا
(نَ) (ص.) تازه داماد، جوانی که تازه داماد شده.
(دُ) (اِ.) نک. نشادُر.
(دَ) (مص م.) نوشانیدن.
(اِمر.) به یکدیگر «نوش باد» گفتن هنگام شراب خواری.
(دَ) (مص م.) آشامیدن.
(نِ وِ) (اِمص.) عمل نوشتن، نوردیدن، پیچیدن.
(~. اَ) (اِمر.) لوازم نوشتن از کاغذ و قلم و مداد و غیره، لوازم التحریر.
(~.) (اِ.) آن چه نوشته شود، نوشته.
(نَ یا نِ وِ تَ) (مص م.) ۱- تحریر کردن. ۲- درنوردیدن، پیچیدن.