نیابتاً

(بَ تَ نْ) [ ع. نیابهً ] (ق.) به نیابت، به جانشینی.

    نیابه

    (بِ یا بَ) [ ع. نیابه ] (اِ.) نوبت، بار.

      نیاح

      [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) گریه و زاری کردن، شیون کردن بر مرگ کسی.
      ۲- (اِمص.) گریه و زاری، شیون.

        نیاز

        [ په. ] (اِ.)
        ۱- حاجت، احتیاج.
        ۲- نذری که برای گرفتن مراد و حاجت به کسی یا جایی بدهند.

          پیمایش به بالا