نیر

(نَ یِّ) [ ع. ] (ص.)
۱- نور دهنده.
۲- روشن، منور.

    نیران

    (نَ) [ ع. ] (اِ.) آتش‌ها، دوزخ‌ها. جِ نار.

      نیران

      (اِ.) = انیران: غیرایران، خارج از ایران.

        نیرنگ

        (نِ رَ) [ معر. ] (اِ.)
        ۱- (زردشتی) هر یک از مراسم دینی و مناسک مذهبی.
        ۲- (زردشتی) دعای مختصر (به زبان اوستایی یا پهلوی یا پازند) مانند: نیرنگ آتش.
        ۳- سحر، جادو، طلسم.
        ۴- شعبده، حقه بازی.
        ۵- حیله، مکر.

          نیرنگ

          (رَ) (اِ.)
          ۱- طرحی که نقاش با زغال و جز آن بار اول کشد.
          ۲- رنگی که نقاش بکار برد.
          ۳- طرح هر چیز.

            نیرو

            [ په. ] (اِ.)
            ۱- زور، قوت، توانایی.
            ۲- قدرت.

              نیز

              ۱ – کلمه ربط و عطف.
              ۲- دیگر، بار دیگر.

                پیمایش به بالا