نیم چرخ

(اِمر.) (عا.) برخاستن از روی زمین نه به کمال به نحوی که بدن خمیده نماید.

    نیم خیز

    (اِمر.) (عا.) برخاستن از روی زمین نه به کمال به نحوی که بدن خمیده نماید.

      نیم رخ

      (رُ)(اِمر.)
      ۱- نصف چهره. مق تمام رخ.
      ۲- منظره هرچیز از جانبین.

        نیم کره

        (کُ رَ یا رِ) (اِمر.) هر نیمه کره زمین که به وسیله خط استوا جدا شده.

          نیم لنگ

          (لَ) (اِ.)
          ۱- کمان دان، غلافِ کمان.
          ۲- ترکش، تیردان.

            پیمایش به بالا