هرم

(هَ رِ) [ ع. ] (ص.) سخت پیر و خرف.

    هرماس

    (هِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- شیر سخت خونخوار.
    ۲- بچه پلنگ.

      هرمز

      (هُ مُ) (اِ.)= هرمزد. اورمزد. اهورامزدا:
      ۱- نام خدا.
      ۲- نام سیاره مشتری.
      ۳- نام روز اول از هر ماه خورشیدی.

        هرمس

        (هُ مُ یا هِ مِ) (اِ.)
        ۱- هرمز، اورمزد.
        ۲- نام سه حکیم معروف که اولین آن‌ها ادریس پیامبر بوده و دو هرمس دیگر یکی از بابل بود و دیگری از مصر.

          هرمنوتیک

          (هِ مِ نُ) [ فر. ] (اِ.) روش تأویل و تفسیر، کشف پیام‌ها، نشانه‌ها و معانی یک متن یا پدیده.

            هره

            (هِ رِّ) [ ع. هره ] (اِ.) گربه ماده. ج. هرر.

              هره

              (هُ رُِ) (اِ.) مقعد، سوراخ مقعد.

                هره کره

                (هِ ر ُِ. کِ ر ِّ) (اِ.) خنده شدید و خارج از اندازه.

                  پیمایش به بالا