اِصت هری (هِ رُِ) ۱- (ق.) (عا.) چون خواهند کسی را به خواری بیرون کنند، این لفظ را بر زبان رانند. ۲- (اِصت.) آواز خنده.
اسم مرکب هزار میخ (~.) (اِمر.) کنایه از: ۱- خرقه درویشان که بخیه بسیاری بر آن زده باشند. ۲- آسمان پر ستاره.
اسم مرکب هزاربیشه (هِ. ش)(اِمر.) جعبه یا صندوقچهای که داخل آن دارای خانههای متعدد بوده و از آن برای حمل لوازم سفر استفاده میکردند.