هری

(هِ رُِ)
۱- (ق.) (عا.) چون خواهند کسی را به خواری بیرون کنند، این لفظ را بر زبان رانند.
۲- (اِصت.) آواز خنده.

    هریسه

    (هَ سَ) [ ع. هریسه ] (اِ.) هلیم (حلیم) غذایی تهیه شده از گوشت و گندم پخته شده و لِه شده.

      هرین

      (هُ) (اِ.) آواز هولناک، صدای حیوان درنده.

        هریوه

        (هِ وَ)
        ۱- (ص نسب.) منسوب به هرات.
        ۲- (اِ.) زر خالص که در هرات رایج بود.

          هزار

          (هِ)
          ۱- عدد ۱۰۰۰.
          ۲- (اِ.) بلبل و هزاردستان.

            هزار میخ

            (~.) (اِمر.) کنایه از:
            ۱- خرقه درویشان که بخیه بسیاری بر آن زده باشند.
            ۲- آسمان پر ستاره.

              هزاربیشه

              (هِ. ش)(اِمر.) جعبه یا صندوقچه‌ای که داخل آن دارای خانه‌های متعدد بوده و از آن برای حمل لوازم سفر استفاده می‌کردند.

                پیمایش به بالا