هون

(هَ) [ ع. ] (اِ.) خواری، رسوایی.

    هون

    (~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده.

      هوو

      (هَ) (اِ.) وسنی، دو زن که یک شوهر داشته باشند.

        هوی

        (هَ وا) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- میل، خواهش.
        ۲- عشق. ج. اهواء.

          هویت

          (هُ و یَّ) [ ع. هویه ] (اِ.) شخصیت، ذات، حقیقت چیز.

            هویج

            (هَ) (اِ.) گیاه علفی دوساله از تیره چتریان، با ریشه راست، ساقه بی کرک یا پوشیده از تار. برگ‌های متناوب و گل‌های کوچک سفید و مجتمع به صورت چتر. ریشه این گیاه نارنجی یا زرد است و مصرف غذایی و دارویی بالا دارد، گزر، زردک.

              هوید

              (هَ وِ یا هُ وَ) (اِ.)
              ۱- نمدی که گرداگرد کوهان شتر می‌گذارند.
              ۲- پالان، زین.

                هیئت

                (هَ ئَ) [ ع. هیئه ] (اِ.)
                ۱- شکل، صورت، حال، کیفیت.
                ۲- علم نجوم.

                  پیمایش به بالا