واتگر

(گَ) (ص فا.)
۱- سخن گو.
۲- سخنور، قصه خوان.
۳- شاعر.

    واثق

    (ثِ) [ ع. ] (اِفا.)
    ۱- اطمینان دارنده.
    ۲- استوار، محکم.

      واج

      [ په. ] (اِ.)
      ۱- گفتار، کلام، سخن.
      ۲- واچ ؛ دعا و وردی که زرتشتیان هنگام مراسم مذهبی می‌خوانند.

        واجب

        (ج) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- لازم، ضروری.
        ۲- فعلی که عمل بدان لازم است و ترکش گناه دارد.
        ۳- سزاوار، شایسته.
        ۴- مایحتاج. ؛~ عینی واجبی که هر فرد مسلمان مکلف است به شخصه انجام دهد. ؛ ~ کفایی واجبی است که چون بعض افراد آن را انجام دهند، تکلیف از گردن دیگران ساقط شود. مانند: کفن و دفن اموات.

          واجبات

          (جِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ واجبه ؛ اموری که به جا آوردن آن‌ها واجب و بایسته‌است.

            واجبی

            (جِ) [ ع – فا. ] (اِ.)۱ – حقوق، مستمری.
            ۲- دارویی برای زدودن موهای زاید بدن.

              پیمایش به بالا