واخورده

(خُ دِ)
۱- (ص مف.) شکست خورده، از رونق افتاده.
۲- مأیوس، دل سرد.

    واخیسیدن

    (دَ) (مص ل.) (عا.) از جوش افتادن (پلو یا کته) در روی بار و در نتیجه قد نکشیدن و پختن نشاسته آن.

      وادار

      (ص.) ناگزیر به انجام کاری یا پذیرش چیزی.

        پیمایش به بالا