ورقاء

(وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کبوتر ماده.
۲- فاخته.

    ورک

    (وَ رِ) [ ع. ] (اِ.) قسمت بالای ران.

      ورک

      (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) کفل، سرین.

        ورکار

        (وَ) (اِ.) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.

          ورم

          (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) باد، برآمدگی در بدن بر اثر ضربه یا بیماری.

            ورمال

            (وَ) نک وردار و ورمال. ؛ ~ آقا را دمش دادن چیزی را برداشتن و بردن و خوردن، چپو کردن، سر خوراکی ریختن و یکباره آن را تمام کردن.

              ورمالیدن

              (وَ دَ) (مص ل.)
              ۱- دامن به کمر زدن، آستین بالا زدن.
              ۲- کنایه از: گریختن و فرار کردن.

                پیمایش به بالا