اسم ورکار (وَ) (اِ.) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.
ورمال (وَ) نک وردار و ورمال. ؛ ~ آقا را دمش دادن چیزی را برداشتن و بردن و خوردن، چپو کردن، سر خوراکی ریختن و یکباره آن را تمام کردن.
مصدر لازم ورمالیدن (وَ دَ) (مص ل.) ۱- دامن به کمر زدن، آستین بالا زدن. ۲- کنایه از: گریختن و فرار کردن.