وزنه

(وَ نِ) [ ع. وزنه ] (اِ.)
۱- سنگ ترازو.
۲- صفحه‌های گرد و گوی‌های فلزی در ورزش -‌های وزنه برداری و پرتاب وزنه.
۳- شخص دارای نفوذ و قدرت: وزنه سیاسی، وزنه اقتصادی.

    وزنه برداری

    (~. بَ) [ ع. ] (حامص.)
    ۱- برداشتن وزنه.
    ۲- نوعی ورزش که در آن ورزشکاران با بلند کردن وزنه‌هایی در وزن‌های مختلف با هم رقابت می‌کنند.

      وزوز کردن

      (وِ وِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)
      ۱- آواز کردن زنبور، مگس و غیره.
      ۲- حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

        وزوزی

        (وِ وِ) (ص.) موی مجعد با فِرهای ریز و بسیار.

          وزیر

          (وَ) [ ع. ] (اِ. ص.)
          ۱- هر یک از اعضای هیئت دولت.
          ۲- رئیس وزارتخانه.
          ۳- فرزین ؛ در بازی شطرنج مُهره بعد از شاه.

            وزیری

            (وَ) [ ع – فا. ]
            ۱- (ص نسب) منسوب به وزیر.
            ۲- (اِ.) ظرفی پهن کوچک تر از دوری.
            ۳- نوعی قطع کتاب به اندازه ۱۶*۵/۲۳ سانتی متر. ؛ ~ بزرگ نوعی کتاب در قطع ۲۰ * ۲۶ سانتی متر. ؛ ~ کوچک کتاب در قطع ۱۳*۲۰ سانتی متر.
            ۴- نوعی انجیر.

              وزین

              (وَ) [ ع. ] (ص.)
              ۱- سنگین.
              ۲- باوقار، متین.

                وژن

                (وَ ژَ) (اِ.)
                ۱- کثافت، نجاست.
                ۲- جسم بودن.

                  وژول

                  (وُ) (اِ.)
                  ۱- بجول ؛ استخوان پاشنه پا.
                  ۲- شور و غوغا.

                    پیمایش به بالا