یازان

(ص فا.)۱ – قصدکنان.
۲- در حال اندازه – گیری.

    یازده

    (دَ) [ په. ] (اِ.) عدد اصلی بین ده و دوازده، ۱۱.

      یازیدن

      (دَ) (مص ل.)
      ۱- قصد کردن، دست انداختن به چیزی.
      ۲- بالیدن، نمو کردن.
      ۳- خمیازه کشیدن.

        یاس

        (اِ.) درختچه‌ای زینتی از تیره زیتونیان با گل‌های معطر و سفید.

          یاسا

          [ تر – مغ. ] (اِ.)
          ۱- فرمان و حکم پادشاهی.
          ۲- قانون و مجازات مغولی.

            یاسامه

            (مِ) (اِ.) مالیاتی غیر از مالیات معروف به قلان و قبچور که از عشایر و کشاورزان وصول می‌شد.

              پیمایش به بالا