یاوه گو

(~.) (ص فا.) بی هوده گو، آن که سخنان بی معنی گوید.

    یب

    (یَ) (اِ.) تیر پیکان دار.

      یبس

      (یُ) [ ع. ]
      ۱- (اِمص.) خشکی.
      ۲- (ص.) (عا.) بدخلق، بدمعاشرت.

        یبوست

        (یُ سَ) [ ع. یبوسه ]
        ۱- (اِمص.) خشکی، عدم رطوبت.
        ۲- در فارسی: خشکی مزاج و کار نکردن شکم.

          یتیم

          (یَ) [ ع. ] (ص.)
          ۱- کودک پدر مرده.
          ۲- هر چیز منحصر به فرد و بی همتا.

            پیمایش به بالا