یکه بزن

(~. بِ زَ) (ص مر.) (عا.) کسی که در دعوا کردن و زد و خورد نظیر ندارد.

    یکه شناس

    (یِ یا یِ کِّ. ش) (ص مر.) (عا.) آدم وفادار، کسی که وقتی چشمش تو روی کسی باز شد دیگر دست از او بر نمی‌دارد.

      یکی

      (یِ یا یَ) (اِ.)
      ۱- یک عدد.
      ۲- یک نفر، کسی.
      ۳- یگانه، متحد. ؛ ~ به نعل و ~ به میخ زدن کنایه از: در هواداری از هر دو طرف دعوا یا بحث سخن گفتن.

        یکی یکی

        (یِ. یِ) (ق مر.)
        ۱- یکی پس از دیگری.
        ۲- فرداًفرد، هر یک جداجدا.

          پیمایش به بالا