یگان

(یَ) (ق.)
۱- بی نظیر، بی همتا، فرد.
۲- از تقسیمات ارتش.

    یگونه

    (یَ نِ) (ص.) یک گونه ؛ یکسان، یک جور.

      یل

      (یَ) (ص.) پهلوان، دلاور. ج. یلان.

        یلب

        (یَ لَ) [ ع. ] (اِ.) جوشن چرمین.

          یلدا

          (یَ) (اِ.) این واژه سُریانی و به معنای تولد و زایش است. یعنی تولد مهر (متیرا) در شب اول زمستان که بلندترین شب سال است و ایرانیان به یُمن تولد مهر در این شب جشنی برپا می‌کنند.

            یلک

            (یَ لَ) (اِ.) کلاه گوشه، گوشه‌ای از کلاه یا تاج.

              یللی

              (یَ لَ) (اِ.) (عا.)
              ۱- وقت تلف کردن، عمر را به بطالت گذراندن.
              ۲- بیکارگی و تنبلی و تن آسانی کردن.

                پیمایش به بالا