انبارده

(اَ دِ یا دَ) (اِمف. انباردن) پرشده، مملو، انباشته.

    انبارش

    (اَ رِ) (اِمص.)
    ۱- انبار کردن.
    ۲- چیزی که درون چیز دیگر را با آن پر کنند؛ حشو.

      انباره

      (اَ رِ) دستگاهی که می‌توان در آن برق ذخیره کرد و در هنگام لزوم از آن استفاده کرد، آکومولاتور.

        انباز

        ( اَ ) (ص.) = امباز:
        ۱- شریک.
        ۲- دوست.
        ۳- مانند، همتا.
        ۴- محبوب، معشوق.

          Scroll to Top