(~ دَ) (مص م.) نک انباشتن.
(اَ دِ یا دَ) (اِمف. انباردن) پرشده، مملو، انباشته.
(اَ رِ) (اِمص.) ۱- انبار کردن. ۲- چیزی که درون چیز دیگر را با آن پر کنند؛ حشو.
(اَ گَ) (حامص.) صورت برداری از کالای موجود در انبار و ارزیابی موجودی آن.
(اَ رِ) دستگاهی که میتوان در آن برق ذخیره کرد و در هنگام لزوم از آن استفاده کرد، آکومولاتور.
( اَ ) (ص.) = امباز: ۱- شریک. ۲- دوست. ۳- مانند، همتا. ۴- محبوب، معشوق.
( اَ ) (اِمص.)۱ – شراکت، شریک بودن. ۲- همدستی، همکاری.
(اَ تَ) (مص م.) پُر کردن.
(اَ تِ)(ص مف.) پر کرده، پر شده، مملو.
( اَ ) (ص. اِ.) ۱- شریک، انباز. ۲- هوو.