انبان
( اَ ) [ په. ] (اِ.)۱ – کیسهای بزرگ.
۲- شکم، بطن.
(اَ بَ) [ معر. ] (اِ.) جِ انبج. انبهها. مجازاً: به مطلق اشیایی که با عسل و مربا سازند، اطلاق کنند، به طوری که انجبات و مربیات مترادف محسوب شود.
(اَ بُ رِ) (ص. اِ.)
۱- هر چیز موی ریخته را گویند عموماً و شتر موی ریخته مخصوصاً.
۲- اسب و شتر آبکش.
(اَ نِ) [ هند. ] (اِ.)درختی تناور، در جنگل -های هندوستان میروید میوه اش ابتداء ترش مز ه میباشد و بعد شیرین میشود و آن را خام میخورند و از آن مربا و ترشی هم درست میکنند.