انتصار

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) یاری دادن.
۲- (مص ل.) یاری یافتن.
۳- پیروزی یافتن.

    انتظار

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) توقع داشتن، چشم به راه بودن.
    ۲- (اِمص.) نگرانی.

      انتظام

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) در رشته کشیدن مروارید.
      ۲- (مص ل.) نظم گرفتن.
      ۳- (اِمص.) ترتیب، نظم.

        انتظامی

        (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به انتظام. ؛قوای ~ قوایی که حفظ نظم و آرامش مملکت به عهده آن هاست مانند: ارتش، شهربانی، ژاندارمری.

          انتعاش

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) برخاستن، بلند شدن.
          ۲- نیکو حال شدن.
          ۳- با نشاط شدن.
          ۴- (اِمص.) بهبود.
          ۵- لذت بردن ج. انتعاشات.

            انتفاضه

            (اِ تِ ض ِ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- تکان دادن، لرزیدن.
            ۲- نام نهضت انقلابی مردم فلسطین.

              Scroll to Top