انتفاع
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سود بردن، نفع کردن، نفع بردن.
۲- (اِ.) حقی که به موجب آن میتوان از ملک دیگری استفاده کرد اما نمیتوان آن را به شخص ثالث انتقال داد؛ ج. انتفاعات.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سود بردن، نفع کردن، نفع بردن.
۲- (اِ.) حقی که به موجب آن میتوان از ملک دیگری استفاده کرد اما نمیتوان آن را به شخص ثالث انتقال داد؛ ج. انتفاعات.
(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
۱- خالص کردن.
۲- جدا کردن خوب از بد.
۳- خرده گرفتن.
۴- برشمردن درستیها و نادرستیهای یک اثر ادبی یا هنری.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) کم کردن. کم شمردن.
۲- (مص ل.) کم شدن، ناقص شدن.
۳- (اِمص.) کمی، نقصان.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از جایی به جایی رفتن، کوچ کردن.
۲- (اِمص.) وا – گذاری، نقل مکان کردن.
(~.) [ ع – فا. ]
۱- (ص نسب.) منسوب به انتقال: چکهای انتقالی.
۲- منتقل شده.
۳- (حامص.) تغییر یافتن محل کار یک کارمند و منتقل شدن او از جایی به جای دیگر.