انتفاع

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سود بردن، نفع کردن، نفع بردن.
۲- (اِ.) حقی که به موجب آن می‌توان از ملک دیگری استفاده کرد اما نمی‌توان آن را به شخص ثالث انتقال داد؛ ج. انتفاعات.

    انتقاء

    (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- پاک کردن
    ۲- بیرون آوردن مغز از استخوان.۳ – برگزیدن.

      انتقاد

      (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- خالص کردن.
      ۲- جدا کردن خوب از بد.
      ۳- خرده گرفتن.
      ۴- برشمردن درستی‌ها و نادرستی‌های یک اثر ادبی یا هنری.

        انتقاص

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) کم کردن. کم شمردن.
        ۲- (مص ل.) کم شدن، ناقص شدن.
        ۳- (اِمص.) کمی، نقصان.

          انتقاض

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) شکستن.
          ۲- به هدر دادن، تباه نمودن.
          ۳- (مص ل.) تباه شدن.

            انتقال

            (اِ تِ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) از جایی به جایی رفتن، کوچ کردن.
            ۲- (اِمص.) وا – گذاری، نقل مکان کردن.

              انتقالی

              (~.) [ ع – فا. ]
              ۱- (ص نسب.) منسوب به انتقال: چک‌های انتقالی.
              ۲- منتقل شده.
              ۳- (حامص.) تغییر یافتن محل کار یک کارمند و منتقل شدن او از جایی به جای دیگر.

                انتقام

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) کینه کشیدن.
                ۲- (اِمص.) خونخواهی، کینه توزی.

                  Scroll to Top